تبليغاتX
آریا ممکن الوجود

آریا ممکن الوجود

فرهنگی----------به نام واجب الوجود به ذات----------اجتماعی

در آینده به خواست خدا

بررسی یکنمایی(=شباهت) غائله ی منافقین و آشوب های پس از انتخابات  

در پیرامون کلونل میرزا فتحعلی آخوند اف(آخوند زاده)
تکمله ای بر نوشته های پیشین(رفیعیان)
در پیرامون احمد کسروی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مهر1389ساعت 20:44  توسط آریا ممکن الوجود 

چرا ناصر پورپیرار ناصر "بنا کننده" است؟

آریا ممکن الوجود به تمام خواهران و برادران عزیز سلام عرض میکند

برای فهمیدن این که چرا نام خانوادگی پیش از سال ۵۰ آقای ناصر پورپیرار "بنا کننده" بوده است، باید پاسخ او به یکی از خوانندگان وبلاگش را بخوانیم:

ناصر پورپیرار ناصر بنا کننده ناریا حق و صبر

تصویر با کیفیت بالا تر

در واقع شغل پدر آقای پورپیرار عملگی بنایی، یا بنایی بوده است چرا که اگر شغل او آرایشگری بود آقای پورپیرار با آلاف و الوف نمی گفت که :(( در ک معماری و هنر(!!) را در سلول های خود دارم))!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 15:41  توسط آریا ممکن الوجود  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مورخ مسلمان یا مورخ قاچاقچی؟ (در پیرامون آقای ناصر پورپیرار)

آریا ممکن الوجود به تمام خواهران و برادران عزیز سلام عرض می کند.
جدای از طرز تفکر آقای پورپیرار به تر است با "اعمال" ایشان از قبیل نگهداری اموال مسروقه و قاچاق فروشی نیز آشنا شویم:

ناصر پورپیرار ناصر بنا کننده حق و صبر ناریا چند بگو مگو در باره حزب توده

صفحه ی ۱۹۷(چند بگو مگو در باره حزب توده-نشر کارنگ):

((آزمایشگاه پر و پیمانی بود: انواع میکروسکوپ ها، دستگاه های اندازه گیری مختلف و ده ها نوع ترانس های برق. می گفت برای انها مشتری دارد و در فاصله ی کوتاهی صاحب چند ده هزار تومان خواهد شد و تشکیلاتی راه خواهد انداخت.))
پس از این آقای پورپیرار در قامت انسانی عاقل و پخته، به نصیحت تیزابی می پردازد:

((گفتم ما به حزب نیاز داریم نه سازمان چریکی.سرمایه ی ما مردم هستند: کارگران مردم میانه حال و کشاورزان))

((دعوت کرد که با در سرقت آزمایشگاه همکاری کنم، نپذیرفتم. گفت پس از سرقت اثاثیه را حداکثر برای یک ماه مخفی کنم،پذیرفتم.آزمایشگاه را تخلیه کرد و وسایل را به خانه ی ما(=پورپیرار) آورد که در آن زمان در محله ی امام زاده یحیی بود. بعد به تدریج بخش اعظم آنها را فرروخت، اول میکروسکوپ ها،بعد ترانس ها و خرده ریز های دیگر و فقط چند تکه ی دیگر مانده بود(=بنا به ادعای پورپیرار) که دستگیر شد.)) ....

ناصر پورپیرار ناصر بنا کننده ناریا حق و صبر چند بگو مگو در باره حزب توده

در بالا پورپیرار مدعی می شود که بخش زیادی از اموال مسروقه را تیزابی فروخته و باقی مانده را نیز خود به کیانوری داده که باید در صحت گفته های وی شک کرد که چه مقدار از وسایل سرقتی را خود پورپیرار تبدیل به پول کرده است!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 14:30  توسط آریا ممکن الوجود  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

نوشته ای از آقای ناصر پورپیرار در وصف جاودانگی ایران

آریا ممکن الوجود به تمام خواهران و برادران عزیز سلام عرض می کند.
گروهی از ما با دیدگاه های آقای ناصر پورپیرار(پوربنا=فرزند بنا)آشناییم اما شاید با سیر تغییر شیوه ی تفکر او نا آشنا باشیم؛در این میان،مفید است مقاله ای از ایشان در وصف جاودانگی ایران:

 

ناصر پورپیرار ناریا حق و صبر ناصر بنا کننده چند بگو مگو

ناصر پورپیرار حق و صبر ناریا ناصر بنا کننده چند بگو مگو حزب توده

ناصر پورپیرار ناصر بنا کننده ناریا حق و صبر چند بگومگو درباره حزب توده

Click to View pdf 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 10:45  توسط آریا ممکن الوجود  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

نمونه هایی از برخورد پلیس در کشور های دیگر (بخش دوم)

نام آزادی برای خویش سازند انحصار        بازی این رُل حریفان با قشنگی می کنند!

پلیس و تظاهر کنندگان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پلیس و تظاهر کنندگان

 

پلیس و تظاهر کنندگان

 

 

 

 

 

 

 

نشریه گاردین با اشاره به دلسوزی عجیب پلیس لندن برای تلف شدن سگ جامانده در اتومبیل پلیس، نوشت: این درحالی بود که پلیس درخصوص قتل معترض انگلیسی در اثر ضربات باتوم، آن را اتفاقی طبیعی خواند..

پلیس انگلستان

 به نقل از گاردین، روز پنج‌شنبه گذشته یک سگ ‌پلیس به علت اشتباه و سهل‌انگاری نیروی پلیس در خودرو جا ماند و به علت گرمازدگی تلف شد. رییس پلیس این کشور اعلام کرد که همه نیروهای پلیس در این اقدام «مقصر» هستند.
در این گزارش آمده، این موضوع ناراحتی بی‌کران همه را برانگیخته و پلیس اعلام کرده است که تحقیقات خود را در رابطه با مرگ این سگ انجام خواهد داد. منابع مختلف پلیس نیز به سرعت عکس العمل نشان دادند و سخنگوی پلیس گفت که آنها به ضمانت‌های بیشتری از سوی نیروها نیاز دارند تا مطمئن شوند که این نوع اشتباهات دیگر رخ نخواهد داد.
این گزارش می‌افزاید، ‌مطمئناً این اقدام پلیس در عدم حفاظت از جان یک سگ درس‌هایی را به آن‌ها داد و می‌توان مطمئن شد که دیگر چنین اتفاقی رخ نخواهد داد، حال سوال اینجاست که آیا پلیس برای کشتن «یان تاملینسون» معترض 47 ساله با ضربات متعدد و وحشتناک به سرش، به همین اندازه ناراحت شده است؟

برخورد پلیس انگلستان
این نشریه انگلیسی با بیان این که گرچه جای خوشحالی است که آن‌ها از این اشتباه احمقانه خود ناراحت هستند، اما سوال اینجاست که پلیس مراقبت از سگ‌ها را به جان شهروندان مقدم می‌داند، اظهار داشت: زمانی که «تاملینسون» 47 ساله در جریان تظاهرات اول آوریل گروه 20 در لندن به علت اصابت‌های مکرر باتوم پلیس به سرش جان باخت، پلیس این قضیه را حاشا کرد، با تاخیر در مورد آن خبررسانی نمود و بعد هم آن را در هاله‌ای از ابهام و تاریکی قرار داد.
گرچه پلیس ابتدا سعی کرد کشته شدن این معترض را بر اثر حمله قلبی عنوان کند اما وقتی فیلم ضربه‌های پلیس به سر وی منتشر شد، دیگر جایی برای حاشا باقی نماند.
پلیس لندن حتی به راحتی ادعا کرد که خانواده این قربانی، از کشته شدن وی تعجب نکرده‌اند.
اگرچه منابع پلیس لندن اعلام کردند که فرد مذکور براثر حمله قلبی کشته شده اما فیلمی که از این حادثه گرفته شده بود همه چیز را مشخص کرد و اکنون حادثه مردن سگی در خودروی پلیس، این شائبه را ایجاد نموده که پلیس برای جان یک سگ ارزشی به مراتب بیشتر از یک شهروند قائل است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 23:53  توسط آریا ممکن الوجود  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin